این كه دو شاعر پر آوازه و بلند نام ، یعنی سعدی و حافظ پیش از خواجو و پس از وی ظهور كرده و او را در میان گرفته اند از جهت الهام گیری و الهام بخشی ، برای این شاعر عارف كرمان در خور توجه شایان است ، اما به لحاظ آن كه مقام و منزلت ادبی و شاعرانه وی در برابر دو چهره درخشان ادب فارسی رنگ باخته است ، در مجموع می توان برای نام و آوازه او خجسته به شمار آید.
این عارف كرمانی كه در غزل از سعدی پیروی می كرد و ( سخن حافظ طرز غزل ) او داشت كمال الدین ابوالعطا محمود بن علی از بزرگزادگان و خواجگان كرمان بود و به همین دلیل بعدها كه به شعر و شاعری روی آورد به تخلص ( خواجو ) و به دلیل هنرنماییهایش در عالم شعر به ( نخلبندشاعران ) شهرت یافت . پس از آن كه دوران كودكی را در زادگاه خود پشت سر گذاشت در پی كسب علم به سیر آفاق و انفس پرداخت .در همین سالها بود كه با حافظ شیراز دوستی و ارتباط نزدیك یافت . و چون به سال و تجربه شعری بر حافظ پیشی داشت بر شعر و اندیشه وی پرتو تعلیم افكند . به همین سبب است كه در دیوان خواجه بسیار ابیات و غزلها می بینیم كه به تقلید یا استقبال از خواجو سروده شده است.
خواجو در سال 750 ه . ق در شیراز بدرود حیات گفت و در ( تنگ الله اكبر ) نزدیك دروازه قرآن فعلی شیراز به خاك سپرده شد .آثار خاجو به این شرح است : دیوان - شامل قصاید ، غزلیات ، قطعات ، ترجیعات و رباعیات كه بر روی هم به دو بخش صنایع الكمال و بدایع الجمال تقسیم می شود .
شش مثنوی - در وزنهای گوناگون با نامهای : سام نامه ، همای و همایون ، گل و نوروز ، روضه الانوار ، كمال نامه و گوهر نامه .پنج مثنوی اخیر بر روی هم خمسه خواجو را تشكیل می دهد.
آثار مثنوی - علاوه بر دیوان و منظومه ها ، از خواجو آثاری هم به نثر فارسی موجود است كه مهمترین آنها سه مناظره است با نامهای رساله اللبادیه در مناظره نیوبوریا ، سبع المثانی در مناظره شمشیر و قلم و رساله مناظره شمس و سحاب كه هر سه با نثری مزین و آمیخته به شعر فارسی نوشته شده است .
» شعر ، عرفان خواجو
بخشی از قصاید خواجو در توحید و نعمت و منقبت معصومین ، بخشی در زهد و پند و پاره ای هم به انضمام بیشتر قطعاتش در برگیرنده مطالب و مسائل اجتماعی و انتقادی است ، گویی در قصاید به سنایی نظر دارد و غزل عموما به سعدی .
سبك غزلسرایی خواجو در دیوان حافظ با رندی و كمال هنرمندی به اوج تعالی و زیبایی رسیده و در واقع به نام خواجه شیراز ثبت شده است.
در مجموع خواجوی كرمانی مثل انبوهی از همروزگاران خود بر شیوه پیشینیان رفته ، ولی در این نظیره گویی همیشه به سراغ متولیان ادب منظوم فارسی رفته است . در قصیده از سنایی ، غزل از سعدی ، در حماسه از فردوسی تقلید كرده و در داستان غنایی نظامی را سرمشق خود قرار داده و روی هم رفته در برابر این حریفان نتوانسته است آن چنان كه باید بدرخشد .با این همه خواجو را باید شاعری با نصیب و در زمانه خود موفق به حساب آوریم .