قم در قرون مختلف از نظر موقعيت معنوي شاخص بوده است. از جمله اين كه صاحب بن عباد، وزير مشهور و دانشمند آل بويه، در نامه اي شهر قم را به داشتن سادات عاليقدر و علماي بزرگ ستوده و اين قضيه از او معروف است كه،"يا اَيْها الْقاضي بِقُمُ، قَدً عُزَلْناكُ فَقُمً؛ اي قاضي قم، تو را بر كنار ساختم پس برخيز." تنها در قرن چهارم، يك صد تن از علماي بزرگ و محدثان و راويان از قم برخاستند. نوشته شده در قرن ششم در قم مساجد بي شمار بوده است و قاريان آشنا به قرائت قرآن، مفسران، علماي صرف و نحو و لغت، شاعران بزرگ، فقيهان، علماي كلام و زاهدان و زايران بي شمار خانه خدا و كساني كه سه ماه(رجب، شعبان، رمضان) روزه بوده اند، وجود داشته است. از موقعيت روحاني قم در قرون 7 و8 و9 چندان خبري نيست. در دوره صفويه، قم از درجه ممتازي برخوردار بوده است. علماي زيادي در اين شهر به تدريس اشتغال داشتند كه از جمله آنها، ملا عبدالرزاق لاهيجي(داماد ملا صدرا)، ملا محمد طاهر قمي، قاضي سعيد قمي(از شاگردان فيض)، مولا رجبعلي تبريزي، سيد صدرالدين رضوي قمي، صدرالمتألهين و... هستند. در دوره قاجار با ورود ميرزاي قمي به شهر قم، طالبان زيادي به اين شهر رومي آوردند. بعدها مروحوم حايري، حوزه را بنا نهاد و علماي بي شماري از اين حوزه پربركت برخاستند كه يكي از آن ثمرات، امام خميني قدِس سرْه است.
مذهب مردم قم
آنان پيش از اسلام، زرتشتي بوده اند اما بعد از ظهور اسلام بر اساس منابع تاريخي، مذهب مردم قم، تشيع بوده است. امام ششم(ع) فرمود:"قم، شهر شيعيان ما، پاك و مقدس است. هيچ كس به آن اراده بدي نمي كند مگر اين كه ذليل مي شود." در همه كتب، مذهب مردم اين شهر را شيعه نوشته اند و لذاست كه بعضي از دشمنان تشيع، آنان را"رافضي" و شهرشان را شهر رافضيان ناميدند. و ديگر اين كه علت قتل عامهاي مردم قم در قرون مختلف به دليل تشيع آنان بوده است: قتل عام و تخريب در زمان مأمون، قتل عام در زمان معتز، كشتار دوران مغول و تيمور و... . از خصوصيات اين شهر، اين است كه مسكرات در آن يافت نمي شود، به شعاير مذهبي و حجاب احترام گذاشته مي شود و مردم آن از روحيه مذهبي، گذشت، مناعب طبع، تعاون و كمك به همنوع، صراحت لهجه و... برخوردارند. حتي نوشته اند: مردم قم، كارهاي نيكوي بسياري انجام داده اند از آن جمله، مزارع و خانه هاي فراواني را براي ائمه(ع) وقف كرده اند و د يگر اين كه اولين كساني بوده اند كه خمس براي آنان فرستاده اند. ائمه(ع)، جماعتِ بسياري از آنان را با هدايا و بخششهاي خودشان گرامي داشتند، مانند اكرامي كه به ابو جْرُير، زكريا بن ادريس، عيسي عبدالله بن سعد و بسياري ديگر كردند. به بعضي جامعه هاي نيكو و انگشتر بخشيده اند. مردم قم، جامه امام رضا(ع) را ـ كه به دعبل بخشيده بودند ـ به هزار دينار طلا خريدند و بسياري از فضايل ديگر كه در تاريخ ذكر كرده اند. صاحب تاريخ قم گويد: ديگر از مفاخر اشعريان اين است كه موسي بن عبدالله بن سعد اشعري نخستين كسي بود كه در قم كه اظهار مذهب شيعه كرد تا ديگران از اهل قم بدو اقتدا كردند"ياقوت حموي" نيز گفته است كه عبدالله بن سعد مقَدم برادران اشعري پسري داشت كه در كوفه تربيت يافته و امامي مذهب بود،وي از كوفه به قم انتقال يافت و مذهب شيعه را به اهل قم منتقل كرد. در سطور قبل گفته شد كه اشعرياني كه به قم آمدند داراي مذهب شيعه بودند، اما آنان به موجب نقل"تاريخ قم" و"معجم البلدان" در انتقال مذهب شيعه به مردم قم كوششي نكردند تا موسي به قم آمده و اين مذهب را آشكار كرد.
علما و بزرگان
شهر قم، عالمان بسياري در خود پرورده است. از همان زماني كه اسلام وارد اين ديار شد و مردم با آغوش باز، تشيع را پذيرفتند به علم و دانش رو آوردند و فقيهان، محدثان، مفسران، قاريان، مورخان و دانشمندان زيادي در رشته هاي مختلف علوم در قم باليدند و كتب فراواني در آن زمينه ها نوشتند. محدثان، فقيهان و عالمان بزرگي به قم مهاجرت كردند و يا از قم برخاستند كه برخي از آنان از ياران خاص ائمه(ع) و وكلاي ايشان بودند و به مردم مسايل شرعي مي آموختند.شرح حال آنان در كتب رجالي آمده است. در اين شهر، عالماني، چون زكريا بن آدم بن عبدالله بن سعد اشعري از اصحاب امام هشتم(ع)، شيخ صدوق و پدرش، ملاصدرا، مولا عبدالرزاق لاهيجي(ملقب به فياض، صاحب شوارق)، قاضي سعيد قمي، ميرزاي قمي(= گيلاني)، حاج شيخ عبدالكريم حايري و سرانجام مرد بي نظير تاريخ اسلام بعد از معصومين(ع)، امام خميني قدِس سرْه زيسته اند و درس گفته اند كه تمام آنان، مگر امام راحل قدِس سرْه در اين خاك شريف و پربركت آرميده اند.